(ممنون از حضورتون)
لطفآ واسه ی درک بهتر پستهای قبل رو هم مطالعه کنید
درکم کن نوشتهای یک عاشق شکست خورده
(ممنون از حضورتون)
لطفآ واسه ی درک بهتر پستهای قبل رو هم مطالعه کنید
بی حسی
دستام دارن یخ میزنن
نه نه صبر کن صبر کن. دارن میسوزن انگار اصلآ دیگه بدنم حسی نداره نکنه یوقت یخ بزنمو نفهمم یا شایدم بسوزم نمیدونم چم شده بعضی ها میگن این جادوی عشقه میگن که جادوی عشق تو رو جادو کرده ولی من میگم که به این چیزا اعتقاد ندارم اره میگم. ولی این چیزیه که من میگم و حقیقت چیزه دیگه ای رو نشون میده فکر کنم حق با همون بعضی ها باشه من اسیر اون یکی چهره ی عشق شدم آره عشقم مثل خیلی از چیزای دیگه دو تا چهره داره خوبهو - بده خوش بحال اونایی که دارن با خوبه میگذزونن و بدا به حال منو امثال من
بدجور خودمو باختم بدجور...........
عناوین آخرین یادداشت ها
بی کسی
درون کوچه های دل تنگی خود را دیدم که باز هم تنها نشته بودم
و این بار تنهاتر و بی کس تر از همیشه . |